تبليغاتX

کابوس شیرین

کابوس شیرین

بازم بي مقدمه ...

 

سلام به همه ی دوستای خوبم . امیدوارم حالتون خوب باشه و از همتون ممنون ... تابستان هم داره تموم میشه ...

ولی خیلی زود گذشت .. مثله همیشه!!! این تابستون هم با تمومه خوبی ها و بدی هاش داره تموم میشه .. و فقط خاطره هان که  می مونن. این چند وقت با چند ماه هرکی باهام حرف میزد ( از دوستان ) بهم میگفتن چرا تو دیر به دیر آپ میکنی؟؟ ولی ایندفعه میخوام .. حالا خودتون ببینید و قضاوت کنید و شاید این آخرین نوشته ی من تو تابستون باشه ( شاید )  بخاطره همین هم میخوام ایندفعه خیلی بیشتر و بهتر از قبل بنویسم .

از اول مهر هم که دوباره درسها شروع میشن و باید بیشتر و بهتر از ساله قبل خوند و تلاش کرده .. و کمتر پای کامپیتر اومد و سر زد ... ولی بازم سعی میکنم بهتون سر بزنم ... الان هم میخواه چندتا شهر و مطلب بنویسم و برم ... از همتون ممنون .

                 ((خدا همه جا هست ))              

 

(( خدا همه جا هست و همه حرفا رو می شنوه . ولی ای کاش ما بتونیم یه جایگاه مشخصی رو براش قرار بدیم . یه جای خلوت و دور از مزاحم . یه جایی که هیچ کس به اون جا سرک نکشه . مثل دل ))

 

 

این جمله های  که این پایین نوشتم قبلا هم گفته بودم ولی ...

 

بهترين دوست اون دوستيه كه بتوني باهاش روي يك سكو ساكت بشيني و چيزي نگي و وقتي ازش دور ميشي حس كني بهترين گفتگوي عمرت رو داشتي ...

 

اينكه تمام عشقت رو به كسي بدي تضميني بر اين نيست كه او هم همين كار رو بكنه پس انتظار عشق متقابل نداشته باش ، فقط منتظر باش تا اينكه عشق آروم تو قلبش رشد كنه و اگه اين طور نشد خوشحال باش كه توي دل تو رشد كرده ....

 

دنبال نگاهها نرو چون مي تونن گولت بزنن، دنبال دارايي ترو چون كم كم افول مي كنه ، دنبال كسي باش كه باعث بشه لبخند بزني چون فقط با يك لبخند ميشه يه روز تيره رو روشن كرد ، كسي رو پيدا كن كه تو رو شاد كنه ...

 

عشق با يك لبخند شروع ميشه با يك بوسه رشد مي كنه و با اشك تموم مي شه ،‌ روشنترين آينده هميشه روي گذشته فراموش شده شكل مي گيره ، نميشه تا وقتي كه دردها و رنجا رو دور نريختي توي زندگي به درستي پيش بري ...

 

 

 

یه روز داخل جاده چشمم به یه نوشته پشت یه کامیون افتاد ... برام هم خیلی جالب بود و هم خیلی تو فکر بردم ... اونجا نوشته شده بود :  

(( اگر زندگی را دوست داشتم . روزه تولدم گریه نمی کردم .... ))

من که خودم خیلی رفتم تو فکر ... با خودم گفتم اون راننده چه دردی از زندگی و زمونه کشیده ... خیلی ناراحت شدم ...  

این رو گفتم چون خیلی وقت بود تو دلم مونده بود ... شاید پیشه خودتون بگید ...

 

          ستاره

حرف آخر رو بزنم و برم ...

اینکه همیشه به یاد خدا باشید .. هر جا تو هر شرایطی.

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385 2:32 توسط کابوس شیرین |


انتظار...

تو امتداد سرنوشت . كي بود كه از تو مي نوشت

زندگي منو تو رو . با غم و غصه مي سرشت

با اين همه گنه و درد . كي ميره آخرش بهشت

ببين ببين كه دست من . هر جا رسيد از تو نوشت

ميونه جاده ها هنوز . گرده مسافرا بجاست

تو شهر تو غريبه ام . غريبه اي كه بي صداس

نفس ميخوام نفس مي خوام . تو رو يه هم نفس ميخوام

تو شب انتظار تو . براي دل قفس ميخوام

اگه تو باشي پيشه من . سوته دلاي در به در

دوباره خورشيد مي كشن . رو اين شبهاي بي سحر

سحر مياد شب سر مي شه . درهاي بسته وا ميشه

بهار مياد تو باغمون . بركه ي من دريا ميشه

ميونه جاده ها هنوز . گرده مسافرا بجاست

تو شهر تو غريبه ام . غريبه اي كه بي صداس

نفس ميخوام نفس مي خوام . تو رو يه هم نفس ميخوام

تو شب انتظار تو . براي دل قفس ميخوام

منو ببر منو ببر . بريم يه جاي بي خطر

يه جا كه از تو بشنوم . بگي برام گريه بخر

بگو بگو  به من بگو . كه من نشستم پشت در

بگو كه شعرم پر بشه . از آدماي بي خبر  

نفس ميخوام نفس مي خوام . تو رو يه هم نفس ميخوام

تو شب انتظار تو . براي دل قفس ميخوام

به اميد روزي كه همه ي انتظارها ....

به اميد روزي كه همه ی انتظار ها ...

+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم شهریور 1385 2:8 توسط کابوس شیرین |


سلام ....

سلام ..

من دوباره اومدم ... يه چند روزي رفته بودم مسافرت ... از همتون ممنون .. چه كساي كه نظر دادن و راهنماييم كردن و چه كساي نظر ندادن ... ولي از همتون ممنون ..  

راستي خيلي خيلي شرمنده كه نيومدم نظر بدم .... شرمنده .

در پناه حق .... خدانگهدار.

+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم شهریور 1385 1:14 توسط کابوس شیرین |


زندگي ....

 

سلام به همه ی دوستای خوبم . از همتون ممنون .... 

اومدم ایندفعه در مورده زندگی بگم ... ولی من خودم با حرفهای چندتا از دوستام که خیلی ازشون ممنونم خیلی بهم امید واری دادن  ... با حرفحاشون بهم قوت قلب دادن ... بازم از شون ممنون ... البته از همتون ممنون ... شما با نظراتون خیلی ادمو امیدوار می کنید ...

من خودم خیلی ناامید بودم. البته هنوزم هستم ... ولی دیگه قرار نباشم ... ولی خودتونم میدونید خیلی سخته ....

همیشه همه بهم میگن خودت باش .... منم خیلی سعی کردم ولی نشده ... شما هم سعی کنید ... و خودتونو باور کنید ....

برام دعا کنید ...

میخوام چندتا جمله بنویسم و برم ...

(( زندگی زیباست ... پس بخندید و ببخشید و فراموش کنید ..... ))

(( زندگی شهده گلست .. زنبوره زمان میخوردش ... آنچه می ماند عسل خاطرهاست ... ))

             

بازم ممنون از همتون .... و از اون دوستای خوبم که منو راهنمایی کردن .

راستی من یه چند هفته ای شاید نباشم ... اگه دیر اومدم براتون نظر بدم خیلی شرمنده ... ولی منتظره نظراتتون هستم ... و راهنمایی هاتون . 

+ نوشته شده در جمعه سوم شهریور 1385 2:45 توسط کابوس شیرین |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

اين روزا عادت همه رفتن و دل شكستنه
درد تموم عاشقا پاي كسي نشستنه


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

مرداد 1387

تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آذر 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
فروردین 1386
بهمن 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385



پیوندها

اشكمهر كوچولو
رز سفيد
دوست داران فریدون مشیری
رهایی با بالهای بسته
افسانه خزان
قاب شیشه ای
الهه شرقی
ساز دل ...
می خوام ببوسمت
تنها تر از یک برگ
آموزش برنامه نویسی به زبان ویژوال بیسیک
بدون شرح ....
مرداب
امان از تنهايي
عاشقانه ها
ترفند هاي خفن كامپيوتر و....
عشق
دلم نوشت ....
خيال عاشقانه .....
با عشق زمان فراموش مي شود
سکوت مرگبار
قانون رهایی ...
نمی دونم چی ميخواد بشه ...
ستاره انتظار
متناقض
فدای چشمات اگه چشمام بارونیه ...
عادله ...
فراموش شده
رویای خیس
کابوس شب


    تعداد بازديدها:

Night Skin:طراح قالب
POWERED BY: BLOGFA.COM

RSS